اعتراف
وتنهایی!توای یاروفادارم!
تورامن دوست می دارم.
ببخش اماسکوت و حسرتم!
من را به آغوش رقیب افکند!
درآن شب به دورازچشم توحسی نهیبم زد:
که بشکن عهدخودبایاربیرحمت!
ببخش اماشدم آوازخوانی،
که قسمت می کندتنهاییش راباغزلها.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 20:43 توسط پاریزدخت
|